هفت دختر در دانشگاهی دودر

خوب یا بد....زشت یا قشنگ.... به هر حال پیشرفت تکنولوژی باعث شد ما اینجارو فراموش کنیم و سرگرم اندروید بشیم :)

البته مشغله ی زندگی دوستان هم زیاد شده  و وقت واسه فعالیت در وبلاگمون نداریم!!

خیلی از دوستان کامنت گذاشته بودن و نگران دوستیه ما بودن....

عزیزان حال هممون خوبه خداروشکر با همیم هنوز .... :)))))))))))

نوشته شده در شنبه 1392/12/24ساعت 12:25 توسط ثمین (svn7)| |

نوشته شده در چهارشنبه 1392/08/22ساعت 17:15 توسط مریم سادات(svn4)| |

نوشته شده در دوشنبه 1392/08/20ساعت 14:55 توسط مریم سادات(svn4)| |

نوشته شده در یکشنبه 1392/07/14ساعت 18:57 توسط مریم سادات(svn4)| |

نوشته شده در چهارشنبه 1392/06/13ساعت 17:21 توسط مریم سادات(svn4)|

بعضی وقت ها که میشینم به قدیما فکر میکنم دلم میخواد یه لحظه ... فقط یه لحظه اون روزا برگردن!

هرچند که شیرینیِ خاطرات به همون یکبار اتفاق افتادنشونِ!

اما بعضی وقتا خیــلـــی دلم میخواد برگردم به اون ترم های اول که مریم خانووومِ نقاش و نویسندمون با شجاعت و جسارت پای تــخـــتـــه کاریکاتورِ استاد ریاضیمونو کشــــید!!!!

         عـــجب لـــحظـــه ی بی نظیری بود...... :)


یا اون روزی که بدونِ هیییییییییییچ کلاس و ملاسی یه زیرانداز انداختیم گوشه ی حیاطِ دانشگاه و یه نون و پنیرو خیاروگوجه ی تـــــــووووووپ خوردیم!!!!!

                      عــــجیــب چسبیـــد.... :)

دلم میخواد برگردیم به اون روزی که نهار رفتیم بیرونو برگشتنه توی بارون و ترافیک گیر کردیم ___________ (ادامه مطلب)


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 1392/06/07ساعت 13:22 توسط ثمین (svn7)| |

بی علی دنیا ندارد اعتبار 

وای برما وای بر این روزگار


این دست های خالی و ساده دخیلتان ، ما را فقط به رسم رفاقت دعا کنید …

نوشته شده در شنبه 1392/05/05ساعت 21:53 توسط مریم سادات(svn4)| |


دو کاج(نسخه قدیم)


در کنار خطوط سیم پیام
خارج از ده ، دو کاج ، روییدند
سالیان دراز ، رهگذران
آن دو را چون دو دوست ، می دیدند
روزی از روزهای پاییزی
زیر رگبار و تازیانه ی باد
یکی از کاج ها به خود لرزید
خم شد و روی دیگری افتاد
گفت ای آشنا ببخش مرا
خوب در حال من تامّل کن
ریشه هایم ز خاک بیرون است
چند روزی مرا تحمل کن
کاج همسایه گفت با تندی
مردم آزار ، از تو بیزارم
دور شو ، دست از سرم بردار
من کجا طاقت تو را دارم؟
بینوا را سپس تکانی داد
یار بی رحم و بی محبت او
سیم ها پاره گشت و کاج افتاد
بر زمین نقش بست قامت او
مرکز ارتباط ، دید آن روز
انتقال پیام ، ممکن نیست
گشت عازم ، گروه پی جویی
تا ببیند که عیب کار از چیست
سیمبانان پس از مرمت سیم
راه تکرار بر خطر بستند
یعنی آن کاج سنگ دل را نیز
با تبر ، تکه تکه ، بشکستند


شاعر: محمد جواد محبت

***


دو کاج (نسخه ی جدید)


در كنار خطوط سيم پيام ،خارج از ده دو كاج روئيدند
ساليان دراز رهگذران ،آن دو را چون دو دوست مي‌ديدند
روزي از روزهاي پائيزي ،زير رگبار و تازيانه باد
يكي از كاجها به خود لرزيد،خم شد و روي ديگري افتاد
گفت اي آشنا ببخش مرا ،خوب در حال من تأمل كن
ريشه‌هايم ز خاك بيرون است،چند روزي مرا تحمل كن
كاج همسايه گفت با نرمی
دوستی را نمی برم از یاد،
شاید این اتفاق هم روزی
ناگهان از برای من افتاد.
مهر بانی بگوش باد رسید
باد آرام شد، ملایم شد،
کاج آسیب دیده ی ما هم
کم کمک پا گرفت و سالم شد.
میوه ی کاج ها فرو می ریخت
دانه ها ریشه می زدند آسان،
ابر باران رساند و چندی بعد
ده ما نام یافت کاجستان ...

نوشته شده در شنبه 1392/04/22ساعت 15:55 توسط ثمین (svn7)| |

...!!!!!!!


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1392/04/15ساعت 23:19 توسط مریم سادات(svn4)| |


چشم‌های تو چه زيباست خدا رحم كند

ماه هم محو تماشاست خدا رحم كند


روی ديوار بلند دل بی‌ايمانم

سايه‌ی وسوسه پيداست خدا رحم كند


جای مهتاب به آن چشم نگاهی بكنيد

ماه مجنون شده ليلاست خدا رحم كند


شانه‌ام خم شده از بار گناه و ترديد

دوزخ عشق همين جاست خدا رحم كند



ننگ بر نام اگر از تو مرا دور كند

عصر من عصر زليخاست خدا رحم كند



جای منع من ديوانه كمی فكر كنيد

موج ديوانه‌ی درياست خدا رحم كند

نوشته شده در سه شنبه 1392/04/11ساعت 23:30 توسط ثمین (svn7)| |

Design By : Mihantheme